کلاس ,ارتباطی ,بارانی

به نام خدا



می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست...

بیست و چهارمین روز از دومین ماه سردترین فصل سال، نخستین کلاس ترم هفتم من را رقم زد.

آسمان آن روز بارانی و کمی سرد اما عالی بود!

کلاسهای هشت صبح به خودی خود سخت اند چه برسد به روزهایی که هوا بارانی هم باشد و سرد و بخواهی از جای گرم و نرمت خارج شوی! اما چاره ای نبود باید بالاخره ترم را شروع می کردم. آن روز بارانی را به فال نیک گرفتم و به سمت دانشگاه به راه افتادم. 

به رسم همیشگی در تهران هروقت باران می بارد پدیده ی جنون آور ترافیک را شاهد هستیم. حال چه باران سیل آسا باشد و چه حتی یک قطره ببارد...

با تأخیری حدودا ده دقیقه ای بالاخره خود را به کلاس رساندم.

جای خالی ای در انتهای کلاس یافتم که از بخت بد من سیستمش خراب بود!

استاد دهکردی، استادی که پس از کلاس اصول علم سیاست در ترم دوم و اندیشه های سیاسی در ترم پنجم، این سومین کلاسی بود که با ایشان برمیداشتم، پس از بیان توضیحاتی درباره ی ماهیت کلاس و ارائه ی چشم اندازی از این ترم، درس را آغاز کرد.

همانطور که از نام این درس پیداست قرار است ما با انواع ابزارهای ارتباطی و تاریخچه ی آنها، استفاده از تکنولوژی ارتباطی و برخی مباحث نظری مرتبط با آن آشنا شویم.

استاد در ابتدا تاریخچه ای درباره ی تلگراف و به وجود آمدن آن توسط ویلیام کوک و چارلز ویت استون مطالبی را بیان کردند. سپس از "مورس" اطلاعاتی را در اختیارمان گذاشتند.

در آخر نیز چند برنامه ی ارتباطی مثل فیس بوک، فید ریدر، اسکایپ، توئیتر و ... را معرفی کردند و ما ملزم شدیم در بعضی از آنها عضو شویم و حساب کاربری ایجاد کنیم.

منبع اصلی مطلب : تکنولوژی های ارتباطی
برچسب ها : کلاس ,ارتباطی ,بارانی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : گزارش نخستین جلسه ی کلاس